كاش اين اتاق پنجره اي هم مي داشت تا مي ديديم و بهتر دوست مي داشتيم؛ كه حاصل دانايي و جهل دوست داشتن است؛
اين اتاق تاريك دري هم دارد، دري كه فقط وقت رفتن باز مي شود...؛
در وقت هاي رفتن، ما فكر مي كنيم از گناه لامسه ما عذابي آمده...،
آن وقت به جاي استخراج نور از اسكلت در، چشم مي بنديم و از رفتن ها اشك ميريزم و استغفار مي كنيم....؛
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر